جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

654

تحفة الملوك ( فارسى )

و بىشغلى و بىكارى بازدارد و منع فرمايد ، و كلام خداوند را كه أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً در حق خود فراموش ننمايد ، و از روى عزم و جزم و همّت ، دامن اخلاص و عبوديت را بر ميان زند و دايه‌وار ملازم شاهزادهء نفس خود بشود ، و مراقبت و كشك‌دارى او را بنمايد تا آن‌كه از باطن قلب و ظاهر جوارح و قالب آن ، خطره و حركتى و سكونى كه مخالف و منافى صلاح آخرت و كمال آن باشد از آن سر نزند و صدور نيابد ، و هر روزه در وقت عصر به محاسبهء خطرات و عقايد و نيات و اعمال و حركات و سكنات او مشغول شود تا معلوم گردد كه آن‌ها به مقتضاى صلاح و كمال آن بوده است يا نه ، پس اگر بوده است او را از عجب و فخر دور و معزول و به حمد و شكر خداوند مشغول دارد ، و اگر نبوده است او را زجر و منع و موعظه و تأديب فرموده و به توبه و انابه و به عزم آن‌كه ديگر فردا چنين نكند وادارد . و به فرمودهء خداوند كه ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى « 1 » بداند كه خداوند هميشه ذاكر و به ياد او است ، پس خود را از نسيان و فراموشى و غفلت از پروردگار خود دور و منزه دارد . و به فرمودهء وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ « 2 » و فرمودهء فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً « 3 » هميشه و در همه حال و جميع افعال ، در ذكر و ياد خالق و مدبر خود و با او مع و مصاحب و به جا آورندهء حقوق او ، يعنى فرايض و واجبات ، و حافظ مر حدود او ، يعنى محرمات و مكروهات ، و تعظيم نمايندهء مر جنابش و شايق به سوى ثوابش باشد ، و هميشه از ما سواى آن در زاويهء طاعت و فرمان‌بردارى او عزلت نماينده باشد تا آن‌كه استدراك نفحات و فيوضات و رحمات رحيمى و رحمانى او را بنمايد ، و تمام احكام او را به طريق انقياد و تسليم قبول نمايد ، و در وقت تذكر عزت و عظمت و جلال او استكانت و تضرّع نمايد ، و در نزد بلاها و مصائب مأيوس نشود و اميدوار به روح و رحمت او باشد ، و در نزد نعمت و كثرت خير از استدراج و مكر او ايمن نشود و خائف از زوال نعمت و حلول نقمت باشد ، و بر نعمت او شاكر و بر بلاى او صابر و

--> ( 1 ) . ضحى : 3 . ( 2 ) . انفال : 45 . ( 3 ) . بقره : 200 .